|
|
|
|||
|
از امام رضـا(ع) دربـاره بهتـريـن بنـدگـان سـوال شـد.
میلاد با سعادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت بر همگان مبارک باد...باشد که پیرو راستینش باشیم.
همین تابستون مشهد بودم...بعد شاید شش هفت سال آقا ما رو هم طلبید...اما عجب طلبیدنی... وقتی که صبح رسیدیم مشهد, هر چه زودتر می خواستم برم حرم خدمت آقا سلام بدم..اما هنوز غسل زیارت نکرده بودیم..زود هتل تحویل گرفتیم و رفتیم یکی یکی برای غسل زیارت...من حاضر شده بودم و هی داد میزدم..مامان,خاله, متین بدویین دیگه...دیر شد...خلاصه بعد از ۲ ساعت رسیدن به مشهد حالا دیگه تو راه حرم بودیم و یکی یکی کوچه و خیابونای نزدیک حرم رو طی می کردیم به طرف حرم یار... نمیدونم از لحظات ناب معنوی خلوت با آقا بگم یا از همه لحظات شیرینی که تو مشهد داشتم تعریف کنم یا از بزرگ شدن و تغییر حرم... باور کنین شیرین ترین سفر عمرم به مشهد بود... شاید برای کسانی که مشهد زندگی میکنن یا حتی کسانی که میتونن به راحتی به زیارت آقا برن درکش دشوار باشه..اما برای من که مثل ماهی دور افتاده از آب بودم..مثل کسی که داره میمیره از تشنگی و رسیدن به آب براش زندگی دوبارست بود...اینکه آقا من رو سیاه رو دوباره طلبید و آنچنان مورد لطف و کرمش قرار داد که هنوز اون احساس معنوی ..اون نوری که تو حرم من رو احاطه کرده بود از یادم نمیره...این احساس سبکی که من داشتم , درست مثل احساس افرادی بود که آقا بهشون عنایت میکنه و شفاشون میده...درست مثل کسایی که نظر کرده آقا میشن و آقا حاجتشون میده....معنویتی که من توش غرق بودم به عظمت همون معنویت بود.. آره آقا رو با چشم قلبم دیدم و حس کردم ...ای خدا راضیم به این که حداقل لیاقت این رو داشتم که آقا یک گوشه چشم به من بندازن...احساسم درست مثل کسیه که باغ و بهشت اون دنیا رو بهش نشون میدن و دیگه حاضر نیست برگرده این دنیا..آره من بهشتی که آقا امام رضا به من نشون داد رو دیدم.... اين است كه در زمان ولادت تو هم كه ولادت عشق است و تجلي اسماي حسناي خداوند بر زمين، اشك چشمهايم خشك نميشود و سنگيني غم جانم كاستي نميپذيرد. خدا ظهور قائمتان را نزديك فرمايد تا اين زخم كهنه چند ساله را مرهم و درماني جانانه باشد. آمين.
برخورد صريح امام رضا عليه السلام با سوءاستفاده از موقعيت خانوادگي سيره امامان معصوم (عليهمالسلام)، چنان روشن و درخشنده است كه حتي با گذشت صدها سال هم، توصيهها و سفارشهاي آنان به كهنگي نميگرايد. استاد شهيد مطهري، سي سال پيش با نگاه ژرف خود، برخي از اين موارد را در قالب «داستان راستان» گرد آورد. يكي از اين داستان ها كه گويي درست براي شرايط امروز جامعه ما نوشته شده، در خصوص سوءاستفاده از موقعيت خانوادگي، ولو در ميان وابستگان به اهل بيت است. به اين داستان كه استاد مطهري با عنوان «حرف بقالها» به شيوهاي روان و در عين حال مستند آن را نقل كرده، توجه كنيد: در زماني كه عليبن موسيالرضا عليهالسلام از طرف مأمون به خراسان احضار شده و اجبارا با شرايط خاصي، ولايتعهدي مأمون را پذيرفته بود، «زيدالنار،» برادر امام نيز در خراسان بود. زيد به واسطه داعيهاي كه داشت و انقلابي كه در مدينه برپا كرده بود، مورد خشم و غضب مأمون قرار گرفته بود. اما مأمون كه آن ايام سياستش اقتضا ميكرد، حرمت و حشمت امام رضا عليه السلام را حفظ كند، به خاطر امام از قتل يا حبس برادرش زيد، صرفنظر كرد.
روزي در يك مجلس عام، عده زيادي شركت داشتند و امام رضا عليه السلام براي آنها صحبت ميكرد. از آن سو، زيد عدهاي از اهل مجلس را متوجه خود كرده بود و براي آنها در فضيلت سادات و اولاد پيغمبر و اين كه آنان وضع استثنائي دارند، داد سخن ميداد و مرتب ميگفت:« ما خانواده چنين، ما خانواده چنان». امام متوجه گفتار زيد شد. ناگهان، نگاه تند و فرياد « يا زيد!» امام، زيد و همه اهل مجلس را متوجه كرد. فرمود:«اي زيد! حرفهاي بقال هاي كوفه باورت آمده و مرتب تحويل مردم ميدهي. اينها چه چيز است كه به مردم ميگويي؟! آن كه شنيدهاي خداوند ذريه فاطمه را از آتش جهنم مصون داشته است، مقصود فرزندان بلافصل فاطمه؛ يعني حسن و حسين و دو خواهر ايشان است. اگر مطلب اين طور است كه تو ميگويي و اولاد فاطمه، وضع استثنائي دارند و به هر حال آنها اهل نجات و سعادتند، پس تو نزد خدا از پدرت موسيبن جعفر گراميتري، زيرا او در دنيا، امر خدا را اطاعت كرد، قائماليل و صائمالنهار بود و تو امر خدا را عصيان ميكني و به قول تو هر دو مثل هم، اهل نجات و سعادت هستيد. پس بُرد با توست، زيرا موسيبن جعفر عمل كرد و سعادتمند شد و تو عمل نكرده و رنج نبرده، گنج بردي. عليبن الحسين زين العابدين ميگفت: نيكوكار ما اهل بيت پيغمبر دو برابر اجر دارد و بدكار ما دو برابر عذاب ـ همانطور كه قرآن درباره زنان پيغمبر تصريح كرده است ـ زيرا آن كس از خاندان ما كه نيكوكاري ميكند در حقيقت دو كار كرده: يكي اين كه مانند ديگران كار نيكي كرده، ديگر اين كه حيثيت و احترام پيغمبر را حفظ كرده است. آن كس هم كه گناه ميكند، دو گناه مرتكب شده: يكي اين كه مانند ديگران كار بدي كرده، ديگر اين كه آبرو و حيثيت پيغمبر را از بين برده است».
آنگاه امام رو كرد به حسن بن موساي وشاء بغدادي ـ كه از اهل عراق بود و در آن وقت در جلسه حضور داشت ـ و فرمود:«مردم عراق اين آيه قرآن را "انَّّهُ لَيسَ مِن اَهلِكَ اِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صالِحٍ" چگونه قرائت ميكنند؟» ـ يابن رسولالله! بعضي طبق معمول «اِنَّهُ عَمَلٌ غَيرُ صالِح» قرائت ميكنند (يعني اين فرزند تو، فرزندي است ناصالح)، اما بعضي ديگر كه باور نميكنند، خداوند پسر پيغمبري را مشمول قهر و غضب خود قرار دهد، آيه را «اِنَّهُ عَمَلُ غَيرِ صالِح» قرائت ميكنند (يعني او فرزند آدم بدي است، فرزند تو نيست) و ميگويند او در واقع از نسل نوح نبود؛ خداوند به او گفت: اي نوح! او از نسل تو نيست، اگر از نسل تو ميبود، من به خاطر تو او را نجات ميدادم. امام فرمود:«ابدا اين طور نيست. او فرزند حقيقي نوح و از نسل نوح بود. چون بدكار شد و امر خدا را عصيان كرد، پيوند معنوياش با نوح بريده شد. به نوح گفته شد، اين فرزند تو، ناصالح است. از اين رو، نميتواند در رديف صالحان قرار گيرد. موضوع ما خانواده نيز چنين است. اساس كار، پيوند معنوي و صلاح عمل و اطاعت امر خداست. هر كس خدا را اطاعت كند از ما اهل بيت است، گو اين كه هيچگونه نسبت و رابطه نسلي و جسماني با ما نداشته باشد و هر كس گنهكار باشد از ما نيست، گو اين كه از اولاد حقيقي و صحيحالنسب زهرا باشد. همين خود تو كه با ما هيچگونه نسبتي نداري، اگر نيكوكار و مطيع امر حق باشي، از ما هستي».
منبع: داستان راستان، مرتضي مطهري .
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 5:23 توسط ابر نو بهار
|
|
||||