تبليغاتX
یا حجت بن ا لحسن العسکری
دل نوشته های يک بنده در انتظار ظهور

 

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ

            

به نام دوست که هرچه هست از اوست

خدمت همه دوستان عزيز سلام عرض مي‌كنم.الان كه پشت كامپيوتر نشستم راستش را بخواهيد دارم بيهوش مي‌شم.انقدر درس ریخته روی سرم که خدا داند...اما مگه میشه محرم بیاد من مطلب جدید پست نکنم.بابا ما یک عشق داریم تو دنیا اونم خانوم رقیه(سلام الله علیها ) است.بمیرم برای مظلومیتش.راستی تا حالا فکر کردین که عاشورا یک واقعه تاریخی که همه می تونن ازش درس بگیرن.توی این واقعه دختر خانوما از حضرت رقیه سلام الله علیهاآقا پسرها (البته کوچولوهاش) از حضرت علی اصغر علیه السلامو ....خلاصه برای هممون یک الگوی خوب هست..از پیرمردها گرفته که می تونن حبیب بن مظاهر رو الگو قرار بدن تا پسرای جوون ..حتی اون آدمی که سر تا پاش گناه می تونه حر رو الگو قرار بده و توی همین محرم توبه کنه.ولی حیف که با وجود این همه الگوی خوب خیلی از آدمها هم شمر رو الگوی خودشون می کنن.در هر حال ان شا الله ما جز اون آدمها نباشیم.

بوي محرم را ميشه استشمام كرد.

آره، بوي محرم.

بوي عشق.

بوي مردانگي و آزادگي....

دوباره هيأتها دارن آماده مي‌شن.

كم‌كم حال و هواي شهرهای ایران داره عوض ميشه.

بچه‌ها پرچمهاي سرخ و مشكي را آماده مي‌كنند.

پرچمهايي كه عشقشون اينه كه توي نسيم شبهاي هيأت به رقص در بيان و همه را مبهوت خودشون كنند....

الان دلم گرفته.حال و هواي غربت ديگه، غم دوري از امام رضا(عليه السلام).چه ميشه كرد.بايد سوخت و ساخت.تا ديگه كي آقا دوباره ما رو بطلبن.

الله اعلم.

فعلا خدانگهدارتون باشه.يا علي مدد

 

به خدا دنیا رو نمی خوام بی اباالفضل***جنه العلا رو نمی خوام بی اباالفضل

                    

                                  

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین علیه السلام

 

السلام علیک یا ابا عبدالله ...

از دوست عزیزم و سرورم خانم ابر نو بهار متشکرم که به بنده هم اجازه فرمودند چند کلامی

درد دلم رو تو این محفل با معرفتشون بنویسم .امید وارم بنده و ایشون مورد عنایات خود آقا قرا بگیریم    

....

نصف شب بود ...

نصفه شب بود . ولی این نصف شب با همه ی نصف شبای سال فرق می کرد ...

دوباره یه حسی می گفت : خوابی یا بیدار محرم اومد ها ...و مثل هر سال به همین زودی چشم بهم زدی می گذره ها ...خوابی یا بیدار ؟...

می خوام بدونم یه دل سیر گریه می کنی یا نه تموم می شه محرم مثل هر سال بی توجه ...می خوام بدونم می تونی کربلا نرفته دلتو کربلایی کنی ؟ ....می خوام ببینم لیاقتشو داری ؟

نصفه شب بود . ولی این نصف شب با همه ی نصف شبای سال فرق می کرد ...

دلم خیلی گرفته بود ... دلم هوایی کوی تو بود اقا ....ولی جسمم بند این خاک

می دونم لیاقتشم نداردم یکی از سگای کوی تو باشم ...

می دونم این محرم هم می گذره به همین زودی و من ...ومن ...

دفتر شعرقدیمیموکه پر از ارادت به شما باز می کنم واین شب اول محرم مست بوی محرم می شم ...

بوی محرم

بوی محرم , بوی پیرهنای مشکی ...

مثل هر سال در و دیوار , پارچه های سرخ و سبز ومشکی  ...

راه دوری نیست هیئت... سرکوچه

بچه ها با پیرهنای مشکی

بوی محرم , بوی عطر خوش  تون آقا جون میاد تو هیئت

اسم تون, اینروزا , ول وله ی قلب بچه هاست تو هیئت

دوباره در ودیوارا سیاه ومشکی

دوباره رو پیرهنا نوشتیم , یا ابالفضل تو ... یا هیچکی

 

بوی محرم که میاد , دل همش بهونه می گیره

اگه گریه می کنیم , چون دله بهونه می گیره

دوبار محرم میاد وهنوز غرق گناهم

آقا جون جز تو کیه پشت و پناهم

دلامون قربون راهت

سرمون فدای 6 ماه ی ماهت

به خدا اگه اینروزا اسیرم

سر کوچه هم نوشتم یا حسین بی تو می میرم

 

دوباره بوی محرم دل ما هواتو کرده

عشق دیدنه یک لحظه ی کربلا تو کرده

کربلاییش اومدن چی شده چرا ما رو راه نمی دی

اینجا اخر جداییه

اینجا فصل بی پنهایی

چرا ما رو راه نمی دی ؟

 

بوی محرم بوی پیرهنای مشکی

بوی اسفند , بوی نذری , آقا جون بوی دستاتون

دوباره محرم رو در و دیوارا اسمتون

دوباره میاد محرم با تموم عشقتون

ما رو هم راه بدین آقا در خونتون

کار ما از این حرفا گذشته

چند محرمه که دل رفته و برنگشته

دستامون و بگیر آقا جون

تا کار از کار نگذشته

دوباره محرم رو در و دیوارا اسمتون

دل دیوونه ی ما هم به فدای روی سرخ تون

چی می شه بنویسی آقاجون

اسم ما رو هم ,  یکی از آواره سگای کوی تون

...

اسم ما رو هم ,  یکی از آواره سگای کوی تون

 

 

باتشکر مجدد از ابر نوبهار عزیز و عرض تسلیت بر همه ی عزیزان

 

محمد دلاور ۱۱/۱۱/۱۳۸۴

    

السلام علیک یا اسوه ی صبر...

امروز می خواهم راجع به کسی بنویسم که ... کربلا در کربلا می ماند اگر او نبود...

پایدار زنی که اسوه ی استقامت است . کسی که شیر زنی را از پدرش علی (ع) و کمر خمیده رااز مادر به ارث برده است . اوست که الگوی ولایت مداریست .برای امام زمان خود تا پای جان آماده ی فداکاریست او که درد غم خانه نشینی پدر را بر دوش دارد و بقض نترکیده روی نیلی مادر را در گلو ....

اوست همراه  حسن (ع) همراه امام صبر در برابر یاران سست عنصر و اوست حماسه آفرین هر کوی برزن در شام . زنی که امام نبود ولی وظیفه ای کمتر از امام در پاسداری و احیا دین جدش ایفا نکرد.

سلام علیک یا زینب کبری ...

بدرستیکه صبر هم در وجود تو به حیرت مانده است ... زینب

و تو اینرا از مادر به ارث بردی که خون دل بخوری ولی سنگ صبور باشی . برای تمام یتیمان کربلا مادر و برای برادر همه کس ....

کاش چاه های شام توان داشتند تا در برابر غم شما تحمل بیاورند تا همچون پدر درد دلت را دست کم با چاه می کردی ...

حقیقتاً دیگر نمی توانم چیزی بگویم که زبانم در شما به حیرت وا مانده است ...

باز هم دفتر شعر را ورق می زنم . ای کاش بتوانم چیزی در خور شما بگویم

ای کاش اشک بگذارد که چیزی روی کاغذ بنویسم و اشک هایم لبان خشکیده ی اسم شما را روی کاغذ تر می کند ... زینب (س)

بانوی صبر

عجب های و هویی دل غریبتان دارد

وبود ماهم وجود در وجودتان دارد

بهانه ایست گریه ی آسمان هر شب

که ریشه در این دل پر خونتان دارد

 

***

تمام آسمانم وقف غم هایتان , زینب

گرفته نام غم , زغم هایتان , زینب

ودر شما صبر به حیرت مانده است

سکوت هم ساکت ز فریادتان , زینب

 ***

به آسمان بگویید امشب کدام بد تر بود

کدام صحنه ی اینجا کدام بدتربود

و برای کوفه شاید دیدن صحنه هایی بس

دست بسته ی پدر یا روی نیلی مادر بود

***

تو همان بی کسی که کس همه هستی

دوای درد 3 ساله, امید فاطمه هستی

برای صحرای کربلا یک شعر ناب

تویی حقیقتاً برای برادرهمه هستی

 

***

زتل تا قتلگه بدنبال چه می گشتید

که هزار بار رفتید و برگشتید

بدنبال سر برادر بودید یا که

یا که دنبال عطر مادر می گشتید

 

***

شما به غم هم طعنه می زنید اینجا

شما به کفر هم لطمه می زنید فردا

به جز شما به اینهمه غم چه کس آخر

می تواند گفت : ما رایت الا جمیلا

***

برای صبرشما تعریف جدیدی هستید

برای کربلا هم حس غریبی هستید

تمام دلخوشی زنده ماندن در شما اینست

برای درد های برادر طبیبی هستید

....

 

محمد دلاور ۱۵/۱۱/۸۴

 

با تشکر همیشگی از ابر نو بهار عزیز مشوق همیشگی بنده

و تقدیم به امام زمان (عج) در غم عمه ی بزرگوارشان.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 23:4  توسط ابر نو بهار  |